همه مشکلات و نگرانی ها و بی کفایتی ها از ندانستن است * * * از آسمان طلا مي بارد * * * هر روز از هر لحاظ بهتر و بهتر مي شوم * * *

4- انتخاب محبوب

در مرحله قبل که در حال جستجوی محبوب هستید، گاهی اوقات افرادی را می یابید که می خواهید به خواستگاری بروید و آنها را مناسب خود می بینید. در این مرحله که مرحله انتخاب است باید خوب دقت کنید که گرفتار ظاهر انسانها نشوید. زیرا هر شخصی برای خودش حب و بعضهایی دارد و هستند افرادیکه در ظاهر آنچه نمایانند در باطن نیستند. پس خوب دقت کنید و اسیر چشم و ابرو نشوید که به زودی زود پشیمان خواهید شد. به عبارتی در دفعه اول چه کسی خواستگاریتان آمد و چه خواستگاری کسی رفتید، اصلا به فکر ازدواج با او نباشید و تصورات عاشقانه نکنید، بلکه فقط به این فکر کنید که آیا او می تواند همسری مناسب برای شما باید یا خیر؟

خیلی از افراد در این مرحله خود را می بازند و گرفتار و اسیر طرف مقابل می شوند و این نکته را به شما گوشزد می کنم که نطفه بسیاری از طلاق ها از همینجا شکل می گیردو این خودش یک اخطار است.

سعی کنید اگر حتی به مرحله رفت و آمد رسیدید، با اطلاع بزرگان خانواده از خانه بیرون بروید و با حساب و کتاب به رفت و آمد بپردازید.

در این مرحله هست که بالاخره آن یار دلخواه و ان محبوبی را که همش به او فکر می کردید نمایان می شود ولی باید در کمال مطیع بودن نسبت به عقل و کشیدن افسار احساسات خود، این مرحله را بگذرانید.

دوستان عزیز، ارتباط با خدای عزیز و مهربان می تواند در این قسمت و بلکه در سایر قسمتهای زندگیتان راه گشا باشد، پس حتماً از او بخواهید تا او یار منتخبتان را در مسیرتان قرار دهد.

نماز صبح و اول وقت خواندن نماز ها و قرآن و زیارت های امامان در این زمینه خیلی موثر خواهد بود.


برچسب‌ها: ازدواج زیبا
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 16:58  توسط علی خیراندیش  | 

تو کجایی تا شــوم مــــــن چاکــــرت

چارقت دوزم کنــــم شانه  ســـــــــرت

ای خدای مــن فدایت جــــان مــــــن

جمله فرزنــــــــدان و خــــان و مان من

تو کجایی تا ســـرت شانه کنــــــــــم

چارقــــت را دوزم و بخــــــــیه زنـــــــم

جامه ات  شویم شپش هایت کشــم

شیر پیشـــــــــت آورم ای محتشــــــم

ور تو را بیماریی آید به پیــــــــــــــش

مــن تو را غمخوار باشم همچو خویش

دست ِ کت بوسم بمالم پای کـــــــت

وقـــــــت خواب آید بروبم جای کــــــت

گــــر ببینم خانه ات را مـــــــــن دوام

روغن و شیرت بیارم صبح و شـــــــــام

هــــم پنیر و نـــان های روغنیـــــــــن

خمرها چغـــــــــرات های نازنیــــــــــن

ســــازم و آرم به پیشت صبح و شام

از من آوردن ز تــــــو خوردن تمــــــــام

ای فدای تــــــــو همه بزهای مــــــن

ای به یادت هی هی و هی های مــن


برچسب‌ها: عرفان
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مهر 1393ساعت 20:43  توسط علی خیراندیش  | 

(1) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ، وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّاهِرِینَ، وَ اخْصُصْهُمْ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَ رَحْمَتِكَ وَ بَرَكَاتِكَ وَ سَلامِكَ.(2) وَ اخْصُصِ اللَّهُمَّ وَالِدَیَّ بِالْكَرَامَةِ لَدَیْكَ، وَ الصَّلاةِ مِنْكَ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.(3) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْهِمْنِى عِلْمَ مَا یَجِبُ لَهُمَا عَلَیَّ إِلْهَاما، وَ اجْمَعْ لِى عِلْمَ ذَلِكَ كُلِّهِ تَمَاما، ثُمَّ اسْتَعْمِلْنِى بِمَا تُلْهِمُنِى مِنْهُ، وَ وَفِّقْنِى لِلنُّفُوذِ فِیمَا تُبَصِّرُنِى مِنْ عِلْمِهِ حَتَّى لا یَفُوتَنِى اسْتِعْمَالُ شَیْءٍ عَلَّمْتَنِیهِ، وَ لا تَثْقُلَ أَرْكَانِى عَنِ الْحَفُوفِ فِیمَا أَلْهَمْتَنِیهِ(4) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ كَمَا شَرَّفْتَنَا بِهِ، وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، كَمَا أَوْجَبْتَ لَنَا الْحَقَّ عَلَى الْخَلْقِ بِسَبَبِهِ.(5) اللَّهُمَّ اجْعَلْنِى أَهَابُهُمَا هَیْبَةَ السُّلْطَانِ الْعَسُوفِ، وَ أَبَرُّهُمَا بِرَّ الْأُمِّ الرَّءُوفِ، وَ اجْعَلْ طَاعَتِى لِوَالِدَیَّ وَ بِرِّى بِهِمَا أَقَرَّ لِعَیْنِى مِنْ رَقْدَةِ الْوَسْنَانِ، وَ أَثْلَجَ لِصَدْرِى مِنْ شَرْبَةِ الظَّمْآنِ حَتَّى أُوثِرَ عَلَى هَوَاىَ هَوَاهُمَا، وَ أُقَدِّمَ عَلَى رِضَاىَ رِضَاهُمَا وَ أَسْتَكْثِرَ بِرَّهُمَا بِى وَ إِنْ قَلَّ، وَ أَسْتَقِلَّ بِرِّى بِهِمَا وَ إِنْ كَثُرَ.(6) اللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُمَا صَوْتِى، وَ أَطِبْ لَهُمَا كَلامِى، وَ أَلِنْ لَهُمَا عَرِیكَتِى، وَ اعْطِفْ عَلَیْهِمَا قَلْبِى، وَ صَیِّرْنِى بِهِمَا رَفِیقا، وَ عَلَیْهِمَا شَفِیقا.(7) اللَّهُمَّ اشْكُرْ لَهُمَا تَرْبِیَتِى، وَ أَثِبْهُمَا عَلَى تَكْرِمَتِى، وَ احْفَظْ لَهُمَا مَا حَفِظَاهُ مِنِّى فِى صِغَرِى.(8) اللَّهُمَّ وَ مَا مَسَّهُمَا مِنِّى مِنْ أَذًى، أَوْ خَلَصَ إِلَیْهِمَا عَنِّى مِنْ مَكْرُوهٍ، أَوْ ضَاعَ قِبَلِى لَهُمَا مِنْ حَقٍّ فَاجْعَلْهُ حِطَّةً لِذُنُوبِهِمَا، وَ عُلُوّا فِى دَرَجَاتِهِمَا، وَ زِیَادَةً فِى حَسَنَاتِهِمَا، یَا مُبَدِّلَ السَّیِّئَاتِ بِأَضْعَافِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ.(9) اللَّهُمَّ وَ مَا تَعَدَّیَا عَلَیَّ فِیهِ مِنْ قَوْلٍ، أَوْ أَسْرَفَا عَلَیَّ فِیهِ مِنْ فِعْلٍ، أَوْ ضَیَّعَاهُ لِى مِنْ حَقٍّ، أَوْ قَصَّرَا بِى عَنْهُ مِنْ وَاجِبٍ فَقَدْ وَهَبْتُهُ لَهُمَا، وَ جُدْتُ بِهِ عَلَیْهِمَا وَ رَغِبْتُ إِلَیْكَ فِى وَضْعِ تَبِعَتِهِ عَنْهُمَا، فَإِنِّى لا أَتَّهِمُهُمَا عَلَى نَفْسِى، وَ لا أَسْتَبْطِئُهُمَا فِى بِرِّى، وَ لا أَكْرَهُ مَا تَوَلَّیَاهُ مِنْ أَمْرِى یَا رَبِّ.(10) فَهُمَا أَوْجَبُ حَقّا عَلَیَّ، وَ أَقْدَمُ إِحْسَانا إِلَیَّ، وَ أَعْظَمُ مِنَّةً لَدَیَّ مِنْ أَنْ أُقَاصَّهُمَا بِعَدْلٍ، أَوْ أُجَازِیَهُمَا عَلَى مِثْلٍ، أَیْنَ إِذا - یَا إِلَهِى - طُولُ شُغْلِهِمَا بِتَرْبِیَتِى؟ وَ أَیْنَ شِدَّةُ تَعَبِهِمَا فِى حِرَاسَتِى؟ وَ أَیْنَ إِقْتَارُهُمَا عَلَى أَنْفُسِهِمَا لِلتَّوْسِعَةِ عَلَیَّ؟(11) هَیْهَاتَ مَا یَسْتَوْفِیَانِ مِنِّى حَقَّهُمَا، وَ لا أُدْرِكُ مَا یَجِبُ عَلَیَّ لَهُمَا، وَ لا أَنَا بِقَاضٍ وَظِیفَةَ خِدْمَتِهِمَا، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعِنِّى یَا خَیْرَ مَنِ اسْتُعِینَ بِهِ، وَ وَفِّقْنِى یَا أَهْدَى مَنْ رُغِبَ إِلَیْهِ، وَ لا تَجْعَلْنِى فِى أَهْلِ الْعُقُوقِ لِلاْبَاءِ وَ الْأُمَّهَاتِ یَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ.(12) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ، وَ اخْصُصْ أَبَوَیَّ بِأَفْضَلِ مَا خَصَصْتَ بِهِ آبَاءَ عِبَادِكَ الْمُؤْمِنِینَ وَ أُمَّهَاتِهِمْ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.(13) اللَّهُمَّ لا تُنْسِنِى ذِكْرَهُمَا فِى أَدْبَارِ صَلَوَاتِى، وَ فِى إِنًى مِنْ آنَاءِ لَیْلِى، وَ فِى كُلِّ سَاعَةٍ مِنْ سَاعَاتِ نَهَارِى.(14) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اغْفِرْ لِى بِدُعَائِى لَهُمَا، وَ اغْفِرْ لَهُمَا بِبِرِّهِمَا بِى مَغْفِرَةً حَتْما، وَ ارْضَ عَنْهُمَا بِشَفَاعَتِى لَهُمَا رِضًى عَزْما، وَ بَلِّغْهُمَا بِالْكَرَامَةِ مَوَاطِنَ السَّلامَةِ.(15) اللَّهُمَّ وَ إِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لَهُمَا فَشَفِّعْهُمَا فِیَّ، وَ إِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لِى فَشَفِّعْنِى فِیهِمَا حَتَّى نَجْتَمِعَ بِرَأْفَتِكَ فِى دَارِ كَرَامَتِكَ وَ مَحَلِّ مَغْفِرَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ، إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ، وَ الْمَنِّ الْقَدِیمِ، وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ.

ترجمه در ادامه متن


برچسب‌ها: والدین
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 19:25  توسط علی خیراندیش  | 

این نماز دو رکعت است ، در رکعت اول بعد از حمد ده بار بگو :

« رَبِّ اغفِرلی و لِوالِدَی وَ لِلمُؤمنینَ یَومُ یَقُومُ الحِسابُ »

 و در رکعت دوم بعد از حمد ده بار بگوید:

« رَبِّ اغفِرلی و لِوالِدَی وَ لِمَن دَخَلَ بَیتی مُؤمِناً وَ لِلمُؤمِنینَ وَ المُومِناتِ »

پس از سلام نماز ده بار بگو :

« رَبِّ ارحَمهٌما کَما رَبَّیانی صَغیراِّ  »


برچسب‌ها: والدین
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 19:21  توسط علی خیراندیش  | 

والدين هشتاد حقو بر گردن فرزندان خود دارند. چهل حق در حال حيات ايشان و چهل حق در حال ممات آنها می باشد.

چهل حق كه در زمان ممات بر آنها دارد عبارتند از:

1- در غسل و كفن و دفنشان تسريع كند.

2 ـ از هزينه زياد كفن و دفن آنها ناراحت نشود.

3 ـ مراسم تدفين آنان را به دستور شرع انور انجام دهد.

4 ـ طبق وصيتشان عمل كند و خلاف آن را انجام ندهد.

5 ـ شب دفن، نماز وحشت بخواند و آنان را دعا كند.

6 ـ مخارج و هزينه هاى مراسم را بپردازد و از انجام دهندگان و كمك كنندگان سپاس گزارى نمايد.

7 ـ حساب آنان را فوراً تسويه كند تا گرفتار دِين نباشند.

8 ـ اگر سفارش به ثلث كرده فوراً جدا كنند و حق هر وارث را به خودش دهند.

9 ـ براى آنها هر روز قرآن بخواند.

10 ـ بعد از هر نماز براى آنها دعا كند، به ويژه در نماز شب و اوقات دعا.

11 ـ هر روز به نيابت آنها صدقه بدهد.

12 ـ اگر توانست هر روز نماز والدين را بخواند.

13 ـ بر مصايب آنان صبر نمايد.

14 ـ قضاى نمازهاى واجب او را بخواند يا اجير بگيرد.

15 ـ روزه هاى مانده او را قضا كند يا اجير بگيرد.

16 ـ به زيارت قبر آنها برود كه ثوابى برابر حج دارد.

17 ـ در قبرستان، آية الكرسى و قرآن بخواند و صلوات بفرستد و براى آنان هديه كند.

18 ـ هنگامى كه به زيارت مشاهد مشرفه مى رود، به نيابت آنان هم زيارت كند.

19 ـ به نيابت از آنان عمره به جاى آورد و اگر در حج واجب است، در وقت فراغت طواف كند.

20- اگر حج واجب خود را انجام داده و توانايى دارد، به نيابت از آنان حج واجب برود.

21 ـ اگر كسى را ناراحت كرده اند يا بر شخصى ستمى روا داشته اند، با زبان يا وجه يا هر امر ديگر، او را راضى كند.

22 ـ به عنوان رد مظالم، وجهى را به فقير بدهد تا اگر حقى از كسى به گرنشان است ادا شود.

23 ـ تا حد امكان اگر مجلس روضه و عزادارى به صورت هفتگى يا ماهانه داشته است، آن را ادامه دهد.

24 ـ اگر طعام ساليانه داشته و يا گوسفندى قربانى مى كرده، سنت هاى خوب او را به پا دارد.

25 ـ اگر كار خير ناتمامى از او مانده، به اتمام برساند.

26- اگر آنان مالى را غصب كرده اند و بداند، بايد براى خلاصى شان آن را به صاحبانش رد كند.

27- اگر خمس يا زكات بدهكارند، حتما آن را رد كند.

28 ـ به پدر و مادر كسى بد نگويد كه به پدر و مادرش بد بگويند.

29 ـ كارى نكند كه بدگويى مردم را در باره پدر و مادرش به دنبال داشته باشد.

30 ـ با مردم به نيكى رفتار نمايد تا پدر و مادر او را دعا كنند.

31 ـ دوستان و آشنايان پدر و مادرش را احترام كند.

32 ـ احتمال گرفتارى آنها را بدهد و در صدد نجاتشان برآيد.

 33 ـ آثار به جا مانده از آنان را حفظ نمايد.

34 ـ به جاى زيارت پدر و مادر به زيارت عمو، عمه، دايى و خاله برود و خوبى هاى پدر و مادرش به آنان را نيز او به نيابت انجام دهد.

35 ـ اگر در حال حيات در حق آن دو كوتاهى كرده، بعد از فوتشان بكوشد تا رضايتشان را به دست آورد.

36 ـ سعى كند تا آنان را به خواب ببيند تا از حالشان آگاه شود.

37 ـ خيرات، مبرّات و صدقات را براى آنان تداوم بخشد و فراموش نكند.

38 ـ احترام اسامى و قبور آنان را بهتر از زمان حياتشان داشته باشد و نگذارد كسى آنان را به بدى ياد كند.

39 ـ چنانچه آنان مؤمن بوده اند، شوق لقاى آنها را داشته باشد. همان گونه كه ائمه& شوق پدران خود را داشتند.

40 ـ چنانچه قبر آنان ويران شده، ترميم نمايد.


برچسب‌ها: والدین
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 19:12  توسط علی خیراندیش  | 

والدين هشتاد حقو بر گردن فرزندان خود دارند. چهل حق در حال حيات ايشان و چهل حق در حال ممات آنها می باشد.

چهل حق كه در حال حيات است، ده تا به تن، ده تا به زبان، ده تا به دل و ده تا به مال است.

ده حق والدین مربوط به مال عبارتند از :

1- لباس آن دو را پيش از لباس خود تهيه كند.

2 ـ آنان را از طعام خويش (بلكه بهتر) بخوراند، زيرا در هر انفاقى، آنان جلوترند.

3 ـ قرض آن دو را بدهد.

4 ـ مخارج سفرشان را چه واجب و چه مستحب، از زيارت بدهد.

5 ـ اگر فوت كردند و حج و نماز يا روزه دارند، از جانب آن دو نايب بگيرد يا خود انجام دهد.

6 ـ با مال خود به آن دو عزت بخشد.

7 ـ اگر مسكن ندارند، برايشان تهيه كند يا اجاره خانه شان را بدهد.

8 ـ از مال خود در اختيارشان بگذارد كه هر گاه نياز يابند رفع نياز كنند.

9 ـ امور گوناگون آنان را انجام دهد يا مخارج آنها را بپردازد.

10 ـ مال خود را مال ايشان بداند و هر چه از اموال او بردارند يا تصرف كنند، به روى آنان نياورد.


برچسب‌ها: والدین
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 19:7  توسط علی خیراندیش  | 

والدين هشتاد حقو بر گردن فرزندان خود دارند. چهل حق در حال حيات ايشان و چهل حق در حال ممات آنها می باشد.

چهل حق كه در حال حيات است، ده تا به تن، ده تا به زبان، ده تا به دل و ده تا به مال است.

ده حق والدین مربوط به دل عبارتند از :

1- هميشه نسبت به آن دو نرم دل باشد و ترحم كند.

2- همواره آنان را دوست بدارد، اگر چه از حيث اقتصادى در مضيقه باشند.

3- به شادى آنان شاد باشد.

4- در غم آن دو شريك و غمخوارشان باشد.

5- با دشمنان آنها دوستى نكند كه آن دو مى رنجند.

6- از بدگويى يا كج خويى آنان نرنجد.

7- اگر به او ستم كردند، بر آنان خشم نگيرد، حتى اگر او را زدند، دستشان را ببوسد.

8- هر چند حق آن دو را رعايت مى كند، اما باز هم بيم تقصير داشته باشد.

9- هميشه در دل قصد كسب رضاى آنان را بنمايد.

10- در دل، طول عمر آنان را بخواهد، هر چند از زحمت و فقر و بيمارى آن دو به تنگ آمده باشد.


برچسب‌ها: والدین
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 19:5  توسط علی خیراندیش  | 

والدين هشتاد حقو بر گردن فرزندان خود دارند. چهل حق در حال حيات ايشان و چهل حق در حال ممات آنها می باشد.

چهل حق كه در حال حيات است، ده تا به تن، ده تا به زبان، ده تا به دل و ده تا به مال است.

ده حق والدین مربوط به زبان عبارتند از :

1- با آنان به نرمى سخن بگويد.

2- صداى خود را بر آنها بلند نكند.

3- گستاخى و پر چانگى نكند.

 4- آنان را به نام نخواند، بلكه مثلاً بگويد پدر جان، پدر بزرگوارم.

5- سخن ايشان را قطع نكند.

 6- گفته ايشان را رد نكند.

 7- به امر و نهى، آنان را خطاب نكند.

8- هميشه آنان را دعا كند.

 9- به آن دو اُف نگويد و روى خود را از آنان بر نگرداند.

 10- با ايشان مؤدبانه سخن بگويد.


برچسب‌ها: والدین
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 18:59  توسط علی خیراندیش  | 

والدين هشتاد حقو بر گردن فرزندان خود دارند. چهل حق در حال حيات ايشان و چهل حق در حال ممات آنها می باشد.

چهل حق كه در حال حيات است، ده تا به تن، ده تا به زبان، ده تا به دل و ده تا به مال است.

ده حق والدین مربوط به تن عبارتند از :

1- به آنان خدمت كند، زيرا حق تعالى فرموده است: (و اخفض لهما جناح الذّل ّ من الرّحمه)15

2- حرمتشان را نگه دارد.

3- جلو ايشان ننشيند.

4- فرمان آنها را اگر شرع نهى نكرده، انجام دهد و از نهيشان، اگر واجب نيست، خوددارى كند.

5- روزه مستحبى را با اجازه آنان بگيرد.

6- چون ظاهر شوند، برخيزد و تا اجازه ندهند ننشيند.

7- بى رضاى ايشان به سفر (غير واجب عينى) نرود.

8- در وقت راه رفتن، پشت سر آنان حركت كند.

9- هميشه با مهربانى به آنان بنگرد.

10- همواره آماده خدمت كردن به آنان باشد.


برچسب‌ها: والدین
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 18:57  توسط علی خیراندیش  | 

تا بحال فکر کرده اید که چرا حرم امام حسین علیه السلام اینقدر با نشاط است و همه را به سوی خودش جذب می کند؟

وقتی به حرم امامان مثل امام رضا علیه السلام وارد می شویم احساس می کنیم که امام علیه السلام در حال امضاء حوایج زائرانشان هستند ولی نمی دانم چرا وقتی وارد حرم امام حسین علیه السلام وارد می شوم احساس می کنم که ایشان در حال دعا کردن برای برآورده شدن حوائج زائرانشان هستند.

واقعا که باید گفت فتبارک الله احسن الخالقین.

آفرین بر خدا که چه شخصیتی آفرید.

خداوند به ایشان و اصحابشان سلام و درود بفرستد و لعنت خداوند بر دشمنانشان باد.


برچسب‌ها: امام حسین علیه السلام
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 18:46  توسط علی خیراندیش  | 

3- جستجوی محبوب

گام سوم در جهت ازدواج موفق این است که محبوبت را جستجو کنی در هرجایی که احتمالش را بدهی! اما شاید بگویی من نمی دانم او کجاست! از کجا بدانم کجاست تا او را جستجو کنم؟ باید بگویم اگر در گام دوم بخاطر داشته باشید در مورد او اندیشیدید و خصوصیات روحی و اخلاقی و روانی و .... را بر روی برگه ای از کاغذ نوشتید و بایگانی کردید.

حال رسالتی که بر عهده دارید در اماکنی که او را حدس زده اید به جستجویش بپردازید. مثلا یکی دوست دارد همسرش پزشک باشد، مسلماً دیگر برایش مشخص است که باید در بین دختران رشته تجربی به جستجوی محبوبش بپردازد نه رشته های دیگر.

همسری را که محجبه و با حیا تصور کرده اید را نمی توانید در هرجایی بیابید زیرا اینگونه انسانها معمولا به کاری مشغولند و در هرجایی یافت نمی شوند باید آنها را در بین فامیل یا در دانشگاه ها بیابید. اگر دنبال همسری با خصوصیات اخلاقی هنری می پسندید، احتمال زیاد همسرتان را در دانشکده هنر یا در کلاسهای خصوصی هنر خواهید یافت!!!


برچسب‌ها: ازدواج زیبا
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت 15:32  توسط علی خیراندیش  | 

امام کاظم (ع) :مردی از پیامبر خدا (ص) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود:

1 - او را با نام صدا نکند

2 - در راه رفتن از او جلو نیفتند.

3 - قبل از او ننشیند.

4 - کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.

بحار الانوار، ج 74، ص 45

 

امام باقر (ع) :در سه چیز خداوند متعال به احدی اجازه ترک آنها را نداده است:

1- ادای امانت‏ به مرد نیکوکار و فاسق

2- وفای به عهد و پیمان نسبت‏ به نیکوکار و فاسق

3- نیکی به پدر و مادر، نیکو کار باشند یا فاسق ولا ابالی

بحار الانوار، ج 74، ص 56

 

امام علی (ع) : کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد عاق والدین شده است.

بحار الانوار، ج 74، ص 64

 

پیامبر اکرم (ص) :بنده‏ ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.
کنز العمال، ج 16، ص 467

 

پیامبر اکرم (ص) :نگاه محبت‏ آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است. 

بحار الانوار، ج 74، ص 80.

 

پیامبر اکرم (ص) :از عاق والدین شدن بپرهیزید، زیرا با اینکه بوی بهشت از مسافت هزار سال به مشام می‏رسد، عاق والدین و کسی که قطع رحم کند آن بو را احساس نخواهد کرد. (یعنی بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.  

بحار الانوار، ج 74، ص 62.

 

پیامبر اکرم (ص) :کسی که قبر پدر و مادر یا یکی از آن دو را در هر جمعه یکبار زیارت کند خداوند او را می‏ بخشد و او را نیکوکار می‏ نویسد.

کنز العمال، ج 16، ص 468.

 

امام صادق (ع) :چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.

بحار الانوار، ج 74، ص 79.

 

امام صادق (ع) :هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار می‏گردد: پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.

 بحار الانوار، ج 74، ص 71.


امام صادق (ع) :از گناهانی که هوا را تیره و تار می‏کند عاق والدین شدن است.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.


برچسب‌ها: والدین
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 18:1  توسط علی خیراندیش  | 

آیا تا بحال فکر کرده ای که چه رفیقی

تا به حال بر تو منتی نگذاشته؟

هر وقت کاری داشتی با جان دل برایت انجام داده؟

همیشه و در همه حال به فکرت بوده؟

در همه حال دعاگوی تو باشه؟

نفس کشیدن تو برای اونها اوج لذت باشه؟

اگه یه خراش ساده ای روی بدنت بیفته، دل اونها خراش عمیقی برداره؟

هر چی داشته باشه به پات بریزه؟

پشت سرت ازت دفاع کنه؟

هر وقت تو رو ببینند خیلی خوشحال بشوند؟

تو نفس زندگیشون باشی؟

و ...

می دونم می دونی منظورم چه کسانی هستند و می دونم می دونی که تو در قبالش:

بر اونها منت میذاری!

هر وقت کاری به تو محول کنند، اصلا حوصله انجامش رو نداری!

هیچ وقت یادشون نمی کنی!

وقتی مناجاتت تمام می شه تازه یادت میاد که یادم رفت بهم التماس دعا گفته بودند دعاشون کنم!

کمک کردن در شرایط سخت زندگیشون اوج بدبختی تو هست!

اگه مشکلی براشون پیش بیاد و خدای نکرده بیمار بشوند، خیلی رغبتی به کمک کردن بهشون نداری!

دوست نداری ازت چیزی بخوان و زورت میاد بهشون چیزی بدی!

پشت سرشون حرف در میاری که چرا فلان نکردند و بهمان کردند!

هر وقت می بینیشون حوصله شون رو نداری!

خیلی اهمیتی در زندگی به آنها نمی دی!

خیلی بی رحمانه و بی انصافیه که اینطور برخوردی اونها با ما دارند و اینطور برخوردی ما با اونها و می دونم می دونی که یه روزی خودت جای اونها می ری و یکی جای خودت!

ولی این رفیق کسانی نیستند جز

پدر و مادر!!!

نمی دونم دلت تکون خورد یا نه ولی اگر دلت تکون خورد بیا از این ببعد

هر کار خیری می کنی اونها رو هم در کار خیرت شریک کن.

همیشه در مناجاتهایت براشون دعا کن.

ختمی داشتی ، ثوابی هم به اونها نثار کن.

نمیخواد براشون چیزی بخری! چون اونها نیازی به تو ندارند و تو چه بسا با خریدت آزارشون بدی!

ولی دعای امام سجاد علیه السلام رو براشون بخون.

اگر از دنیا رفته اند علاوه بر کارهای بالا:

هر هفته سر قبرشون برو

هر هفته براشون خیرات کن (این حقوقی که الان میگیری مدیون پدر و مادرتی!)

براشون مراسم بگیر

براشون ختم برگزار کن.

خدایا کمک کن تا پایان عمر بر این عقیده باشم...


برچسب‌ها: والدین
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 17:45  توسط علی خیراندیش  | 

۲- اندیشیدن در مورد محبوب

در گام دوم باید در مورد معشوقت بیندیشی و فکر کنی ببینی چه عواملی را در معشوقت جستجو می کنی؟ خوش اخلاقی، مدرک تحصیلی، عشق، زیبایی چهره، خانواده و طایفه و نحوه برخورد آنها با تو و .... که اینها را می توان بر روی یک برگه ای از کاغذ بنویسی و همیشه همراه خودت داشته باشی.

انسانها طبق قانون جذب به انسانی می رسند که قبلاً او را در ذهنشان دیده باشند. پس تو هم اکنون دست بکار شو و انسان جذابت را هم اکنون در ذهن زیبایت ببین و او را از خدای مهربان مطالبه کن. در محضر خدا و در ذهنت به او فکر کن و او را شخصیتی ببین که می خواهی به او دستیابی.

به جان خودم قسم روزی که اینها را انجام می دهی شاید خیلی اعتقادی نداشته باشی ولی زمانی که به این شخصیت محبوبی که روزها و ماهها بدان اندیشیده ای میرسی احساس شگفت انگیزی خواهی داشت.

حدیث این پست :

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

درهای رحمت آسمانی در چهار وقت گشوده می‏شود:

1- موقع بارش باران.

2- زمانی که فرزند به چهره پدر و مادرش می‏نگرد.

3- هنگام گشوده شدن در کعبه.

4- هنگام برپایی مراسم عقد و عروسی.

بحار الانوار، ج 103، ص 221


برچسب‌ها: ازدواج زیبا
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت 9:50  توسط علی خیراندیش  | 

در زندگی تصمیمات زیادی می گیریم. یکی از این تصمیمات، تصمیم در انتخاب همسر می باشد. شاید تا بحال اندیشیده باشید که چگونه می توان ازدواجی زیبا و هدفمند داشت؟ یا چگونه همسر مورد علاقه ام را بیابم. اینها همه اش دغدغه پسران و دخترانی است که دوست دارند به همسر دلخواه خود برسند. براستی چگونه این امر محقق می شود؟

سالها پیش در این زمینه شروع به تحقیق کردم و کتابها در این زمینه مطالعه کردم و مطالب خواندم که چگونه می توان همسر دلخواه را یافت و اینقدر در این زمینه مطالعه و تحقیق کردم که با اینکه همسر دلخواهم را هنوز نیافته بودم شروع کردم به برگزاری سمینار در زمینه ازدواج موفق و مطلوب. گرچه شاید اینکار از دید خیلی انسانها کار درستی نبود و اینکار من همه را یاد این ضرب المثل می انداخت که "کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی" ولی واقعیت قضیه این بود که من همسرم را انتخاب کرده بودم و پس از مدتها دوری، بالاخره آن فرد مورد علاقه ام را یافتم و امروز بگونه ای سالگرد ازدواج من با ایشان است.

قصد دارم از این ببعد مقداری در این زمینه صحبت کنم که چگونه می توان به همسری مطلوب دست یافت و آنرا چگونه جستجو کرد.

چندین راهکار وجود دارد:

۱- توکل و اعتماد به خدای مهربان و استعانت از او

این یکی از رازهای بسیار مهمی است که می توان با اجرای آن به دنیایی از موفقیت و کرامت رسید. توکل بسیار در زندگی مهم است و باید در این زمینه نیز به خدای مهربان و یاری او امیدوار بود.

اما چگونه توکل حاصل می شود؟ چگونه می توان معنای واقعی توکل را درک کرد و به این مهم رسید؟ باز در این زمینه اولین راه این است که از خود خدای مهربان بخواهیم که توکل را به ما بیاموزد. من با ارائه چند مثال سعی می کنم معنای توکل را متذکر شوم.

مثال اول : کرمی در گوشه ای از باغچه در حال خوردن یک برگ درخت را در نظر بگیرید.

مثال دوم : درختان خودرو در بیابانها را ببینید.

مثال سوم : راننده ای که می داند در جاده ای پر از پیچ و خم رانندگی می کند و بادقت رانندگی می کند. ولی می داند که احتمال هرنوع خطری وجود دارد.

مثال چهارم : شخصی که بیماری جواب کرده را بر تخت بیمارستان دارد.

مثالهای بالا همه حاکی از یک نوع حس اعتماد و توکل به ذات اقدس الهی می باشد. ما فکر می کنم توکل چیزی خارج از ماست در حالیکه در درون ما وجود دارد. ولی خود از آن بی خبریم! فکر کنم مثال 3 و 4 این موضوع را به خوبی نمایش دهد.


برچسب‌ها: ازدواج زیبا
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 9:29  توسط علی خیراندیش  | 

عید فطر بر همه زیبا اندیشان جهان هستی مبارکباد.

امروز درحالیکه در بهشت زهرا قدم می زدم، ناگهان در کمال ناباوری قبری را دیدم که خیلی مرا به فکر فرو برد. و آن قبر کسی نبود جز امید رضا دادخواه

بسیار متاثر شدم که این جوان پرتلاش که در جهت علم قدم بر می داشت و چه روز و شبهایی که به مطالعه روی آورده بود و تلاش می کرد به چه زودی از این دنیا رخت بست و رفت.

من خیلی کلاسها را برای ایشان برگزار کردم و همینجا برای خانواده اش صبوری و برای خودش از خدای مهربان طلب مغفرت می طلبم.

روحش شاد

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت 9:32  توسط علی خیراندیش  | 

گاهی اوقات می بینم که خیلی از عزیزان از داروها و قرص های آرام بخش برای آرام کردن خود استفاده می کنند و متاسفانه روانپزشکان بجای کمک به این عزیزان بیشتر با مواد شیمیایی روان آنها را بدتر می کنند.

خیلی از داروها و قرص های شیمیایی که خیلی از عزیزان می خورند تا از نظر استرسی و اضطراب و دلهره آنها را آرام کند، عوارضشان همان بیماری است. مثلا هالوپریدول و سرترالین عوارضش همان است که درمان می کند و این را متاسفانه خیلی ها اطلاع ندارند و مثل نقل و نبات از آن استفاده می کنند.

می توان زندگی را از نو نوشت و می توان دوباره گل های رنگارنگ را در باغچه ذهنمان پرورش داد و این تا زمانیکه علفهای هرز را از بین نبریم امکان پذیر نیست پس اگر می خواهید درگیر این قرص های جور واجور و مختلف نشوید، خودتان را برای مبارزه ای سخت آماده کنید.

زندگیتان سرشار ازمهر و عشق الهی باد


برچسب‌ها: توصیه های اخلاقی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392ساعت 18:1  توسط علی خیراندیش  | 

آیا هیچ اندیشیده اید که یک زمانی که شما دوست دارید ساعت سریع بگذرد یکی در همان لحظه آرزو می کند که زمان دیر بگذرد؟

گاهی اوقات که دوست دارم زمان دیر بگذرد و می بینم زود می گذرد پیش خودم می گویم نکند در آن لحظه یکی از خدای مهربان خواسته تا زمان زود بگذرد و خواسته او اجابت شده!!!

البته شاید این یک شوخی گذرا باشد ولی واقعیت این است که زمان دیر یا زود نمی گذرد بلکه این ذهن ماست که زمان برایش دیر می گذرد یا زود سپری می شود. اما سوال این است که چه کنیم که لحظاتی که دوست داریم زمان زود سپری سود ، ذهن ما زمان برایش زود بگذرد و بلعکس؟؟؟

راه اینکار فقط یک جمله خیلی کوتاه است و آن اینکه :

گیر ندهید!!!

ما در زمانیکه می خواهیم کاری را انجام دهیم و یا بلعکس نمی خواهیم کاری را انجام دهیم خیلی گیر می دهیم که حتماً به آن خواسته مان برسیم وبلعکس اتفاق نمی افتد. حال با این راهکار می توان کاری کرد که زمان برای ما آنطور که می خواهیم سپری شود، اتفاق افتد.

زندگی خیلی زیباست و ارزش زندگی کردن را دارد.


برچسب‌ها: توصیه های اخلاقی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392ساعت 17:52  توسط علی خیراندیش  | 

شیرینی و تلخی لحظات امروز بخاطر مثبت و منفی بودن افکار و اعمال مثبت ما در گذشته است، پس برای آینده ای شیرین، افکاری مثبت و هدفمند داشته باش

دوستدار شما

علی خیراندیش

 


برچسب‌ها: سخنان کوتاه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت 18:0  توسط علی خیراندیش  | 

گاهی اوقات در زمینه هایی فعالیت می کنیم که هیچ لذتی از آن نمی بریم و می خواهیم بگونه ای از آن فرار کنیم یا تغییر رشته یا شغل دهیم ولی آیا هیچ فکر کرده اید که این موردی را که الان برایتان تکراری و سخت شده زمانی یکی از اهداف و آرزوهایتان بوده؟

لطفاً کشوی کمدتان را باز کنید و برگه ای را که اهدافتان را بر روی ان نوشته اید مرور کنید، خواهید دید تمامی دردسرهایی که الان می کشید ماحصل اهدافی است که در گذشته می خواستید.

پس کافیست نفسی عمیق بکشید و از بابت اینکه هدفتان امروز خلق شده خوشحال شوید و خدای مهربان را بابت اینکه زمانی با تمامی وجودتان هدفی را از او خواستید و امروز آنرا برایتان خلق کرده شکر گزاری کنید.

البته لبخند فراموشتان نشود.

شادیتان افزون


برچسب‌ها: هدف
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت 17:57  توسط علی خیراندیش  | 

السلام علیک یا اباعبدالله

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 1:17  توسط علی خیراندیش  | 

اقا یا خانوم محترم . هیچ کدوم از حرفاتون رو قبول ندارم . اینکه یک سال تمام نه ادمی و نه چیزی خوشحالم نکرده چه ارتباطی داره به دوری از خدا . قابل توجه شما باید بگم من وقتی به شدت بی انگیزه شدم که به دانشگاه و مسجد و هیئت میرفتم و روزهای شلوغی داشتم . ولی به شدت برام تکراری شدن . من کافر نیستم ولی به شدت بی انگیزه شدم . حتی نسبت به واجبات .

[پاسخ:]

دوست عزیز

سلام

خدای مهربان نیروی جاذبه زمین و نیروی جذب کائنات را قرار نداده است که فردا یکی ادعا کند من آنها را قبول ندارم و آن نیروها برای او کارگر نشود. بلکه اینها رازهای جهان هستی است و کسی اجرا می کند و زندگیش را زیبا می کند و شخصی هم استفاده نمی کند.

ولی نکته قابل توجه این است که آیا همینکه گفتید نیروی جاذبه زمین را قبول ندارید و خودتان را از بالای یک آسمان خراش به سمت زمین بیندازید و بعد فکر کنید که چون نیروی جاذبه را قبول نکرده اید برایتان کارگر نمی افتد؟ خب قطعا هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد. این هم مثل آن نیازی نیست که شما قبول داشته باشید یا نه!

اینها همه رازهای جهان است و بدون اینکه کسی آنها را تکذیب یا تایید کند، آنها همچنان بر قوت خودشان باقی خواهند بود.

به امید زمان موعود

شادزی

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1392ساعت 14:34  توسط علی خیراندیش  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1392ساعت 0:0  توسط علی خیراندیش  | 

الهی ... 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1392ساعت 21:50  توسط علی خیراندیش  | 

بنام مهربان ترین مهربانان

آغاز سال جدید، سال 1392 را به تمامی اعضاء محترم فکر برتر تبریک عرض می کنم و امیدوارم که سال جدید باعث ایجاد کارهای جدید در زندگیمان گردد.

الحمدلله الذی هدانا لهذا لنهتدی لولا ان هدانا الله

شادی روز افزون همه شما خوانندگان عزیز را از خدای عزیز مسئلت دارم

اقتدارتان روز افزون باد

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1392ساعت 16:51  توسط علی خیراندیش  | 

 دانایی را پرسیدند: چه وقت برای ازدواج پایدار مناسب است؟ دانا گفت: زمانی که شخص توانا شود! پرسیدند: توانا از لحاظ مالی؟ جواب داد: نه! گفتند: توانا از لحاظ جسمی؟ گفت: نه! پرسیدند: توانا از لحاظ فکری؟ …

جواب داد: نه! پرسیدند: خود بگو که ما را در این امر دیگر چیزی نیست! دانا گفت: زمانی یک شخص می تواند ازدواج پایدار نماید که اگر تا دیروز نانی را به تنهایی می خورد امروز بتواند آن را با دیگری نصف نماید بدون آنکه اندکی از این مسئله ناراحت گردد!!!


برچسب‌ها: ازدواج زیبا
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1391ساعت 23:6  توسط علی خیراندیش  | 

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اولهمه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روزمدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلندبلند با هم حرف می زدند، هر چیزی که در خیابان افتاده بود را شوت می کردند وسروصداى عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملاًمختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند.

روز بعد که مدرسه تعطیل شد،دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید ومن از این که می بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. منهم که به سن شمابودم همین کار را می کردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی ۱۰۰۰ تومنبه هر کدام از شما می دهم که بیائید اینجا و همین کارها را بکنید.

بچهها خوشحال شدند و به کارشان ادامهدادند. تا آن که چند روز بعد،پیرمرددوباره به سراغشان آمد و گفت: ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی مناشتباه شده و من نمی تونم روزی ۱۰۰ تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالینداره؟

بچه ها گفتند: «۱۰۰ تومن؟ اگه فکر می کنی ما به خاطر روزی فقط ۱۰۰ تومن حاضریماینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کورخوندی. ما نیستیم.» و از آن پسپیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.


برچسب‌ها: توصیه های اخلاقی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391ساعت 18:53  توسط علی خیراندیش  | 

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متآثر است. علت ناراحتی اش را پرسید. پاسخ داد: “در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.”

سقراط گفت: چرا رنجیدی؟

مرد با تعجب گفت: “خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.”

سقراط پرسید: اگر درراه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می پیچد آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟

مرد گفت: “مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم . آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.”

سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟

مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.

سقراط گفت: همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی

آیا انسان تنها جسمش بیمارمی شود؟ و آیا کسی که رفتارش نا درست است روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود. بیماری فکری و روان نامش غفلت است و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.

پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هروقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیماراست.


برچسب‌ها: توصیه های اخلاقی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391ساعت 18:50  توسط علی خیراندیش  | 

در مقابل تقدیر خداوند

مثل کودکی یکساله باش که وقتی اورا به هوا می اندازی میخندد

چون ایمان دارد که تو اورا خواهی گرفت

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 9:36  توسط علی خیراندیش  | 

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن

***

گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بسـت

***

عینک بد‌بینی خود را شکسـت

من مـیـــان جســـم‌ها جــان دیـــده‌ام 

***

درد را افکنـــده درمـان دیـــده‌ام

دیــــده‌ام بــر شـــاخه‌ها احـســـاسـ‌ـها

***

می‌تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست

***

زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود

***

می‌تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من، در شهر احسـاسم گم است

***

حال من، عشق تمام مردم است!

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا

***

صبـــح‌هـا، لبـخند‌هـا، آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره‌ات قـــــــرآن من

***

ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی‌شـود

***

مثنوی‌هایـم همــه نو می‌شـود

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می‌دهــد

***

واژه‌هایـم بوی بـاران می‌دهـــد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 23:49  توسط علی خیراندیش  |